تبلیغات
پر پرواز - بدبختی ابداع توست

پر پرواز

بسم الله الرحمن الرحیم * به نام مهربان ترین مهربانان *

 


 بدبختی ابداع توست



دمی که شادی و شعف برای تو حاصل می شود

در همان دم

محبوب کل هستی می شوی.

انسان غمگین از هستی جدا می ماند.

غم و اندوه مانع می تراشد،

زندان می شود.

شادی و شعف چیزی نیست جز ذوب شدن، محو شدن در تمامیت.

غم و اندوه در نفس متمرکز است، شعف بی نفس بودن است.

و نفس نمی تواند محبوب هستی باشد،

زیرا که نفس مقوله ای کاذب است.

هستی به مقولات کاذب

اهمیتی نمی دهد.

به همین سبب آدم خودخواه اسیر رنج است، در جهنم سر می کند.

فقط رهایی از خود خواهی است که بهشت برای شما ارمغان می آورد.



به سلک  سالکان در آمدن

یعنی به طور بنیادی  اساسی

رها شدن از خود خواهی

شعف به طور طبیعی رخ می دهد

و شخص محبوب هستی می شود،

بدون هیچ تلاش و کوششی.

این توفیق حق تولد ماست،

اما برای رسیدن به آن باید مقولات کاذب را کنار گذاشت تا به واقعیت همنوا شد.



تجربه شعف

نیاز به شجاعت دارد و بس.

غمگینان همیشه ترسو هستند،

به همین دلیل ساده است

که نمی توانند از چیزهای کاذب دست بکشند.

آویزان به چیزهای کاذبند - به نفس.

نه تنها به نفس که به غم و اندوه خودشان هم آویزانند.

قادر نیستند از بدبختی خود کناره بگیرند.

یک قانون اساسی را به یاد داشته باشید :  بدبختی به تو آویزان نمی شود،

علاقمند به تو نیست

بدبختی ابداع شخص توست.

تو به سیاه روزی آویزانی

و این تو را در زندان محبوس می کند، در جهنم نگهت می دارد.



شجاعت یعنی

دور افکندن چیزهای زشت، چیزهای کاذب.

دور افکندن همه چیزهایی که باعث درد و مرارت هستند.

آری، رنج و مرارت لازم هم وجود دارد

اما این کاملا پدیده ای متفاوت است.

رنج ضروری

آن است که شخص باید از خلال آن بگذرد

اگر بخواهد به اوج برسد،

باید از تپه بالا رفت

که زحمتی ضروری است

اما به زحمتش می ارزد، در واقع عین شادی است.



مردم به سیه روزی های غیر ضروری آویزانند

که مطلقا مورد احتیاج نیست

این سیه روزی ها کمک به رشد شما نمی کننند – مانع شما هستند.

اما برای دور افکندن آنها به شجاعت نیاز است.

چرا به شجاعت نیاز است؟

زیرا روی این غمها حساب باز کرده ایم.

شخص نا مراد و سیه روز

از طریق سیه روزی خود کسب توجه می کند،

همدردی جلب می کند،

ترحم گدایی می کند.

هر قدر از مردم همدردی،

توجه ، لطف، ترحم، جلب می کند

به همان اندازه به سیه روزی خود متکی می شود.

می داند که فقط از طریق سیه روزس است

که کانون توجه همگان شده

و این نفس او را ارضا می کند.

اما از سوی دیگر لی لی به لا لای سیه روزی اش می گذارد

زخمش را تر و تازه نگه می دارد

نمی گذارد زخمش التیام پذیرد.

 

به  شجاعتی صرف نیاز است برای خلاصی از این مخمصه

برای آنکه همدردی غیر از عشق است،

برای آنکه ترحم غیر از عشق است.

جلب توجه به دلایل نا موجه

باعث اغناء شما نمی شود

و توجه به شما چه می دهد؟

صرفا به نفس شما خوراک می رساند،

که بار شما را سنگین تر می کندو بس .

زیر سنگینی آن از پا در می آیید،

زیر سنگینی آن از هم می پاشید.

شجاعتت را جمع و جور کن تا بتوانی همه اینها را دور بریزی

و لحظه ای که موفق به دور افکندن آنها شدی

بلافاصله شعف رخ می نماید.

چون که شعف طبیعت ماست،

لازم به ابداع نیست، همیشه هست،

فقط لازم است موانع را از سر راه برداریم.


برگرفته از کتاب: زندگی به روایت بودا